<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات مدیریت، اقتصاد و کارآفرینی</title>
    <link>http://www.jmek.ir/</link>
    <description>مطالعات مدیریت، اقتصاد و کارآفرینی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 26 Jan 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 26 Jan 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رفتار خرید مصرف کننده در خرید محصولات سبز</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_214213.html</link>
      <description>در دنیای معاصر، آگاهی عمومی نسبت به مسائل زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی افزایش یافته و این امر منجر به تمایل بیشتر مصرف‌کنندگان به خرید محصولات سبز شده است. پژوهش به بررسی رفتار خرید مصرف‌کنندگان در زمینه محصولات سبز و شناسایی عوامل مؤثر بر این رفتار پرداخته است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی  با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انجام شده و شامل 384 پرسشنامه از شهروندان ساری است. داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و  SmartPLS تحلیل شدند.نتایج نشان داد، ارزش های شناختی  به طور معنی داری و مثبتی بر نگرش‌های محیطی و محصول تأثیر می‌گذارند. با توجه به سواد فردی محیط زیست، از طریق نگرش به محصول بر قصد خرید تاثیر داشت.  هر دو آگاهی محیط زیست و نقش دولت  به طور قابل توجهی و مثبت بر نگرش‌های محیطی و محصول برای مصرف پایدار تاثیر می‌گذارد. قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها نیز تأثیر قابل توجهی بر نگرش محیطی برای کاهش، استفاده مجدد و بازیافت مجدد تأثیر گذاشت. عوامل انگیزش بیرونی و کیفیت درک شده بر روی قصد خرید تاثیر مثبت گذاشت. با توجه به این نتایج پیشنهاد می‌شود که برای بهبود رفتار خرید مصرف‌کنندگان، از جمله توسعه برنامه‌های آموزشی، استفاده از استراتژی‌های بازاریابی سبز، و ایجاد همکاری با نهادهای اجتماعی ارائه ‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی فرهنگ ادهوکراسی در تأثیر فرهنگ سازمانی بر اشتراک دانش در آموزش عالی</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_254014.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین سازوکار اثرگذاری فرهنگ سازمانی بر فرآیند اشتراک دانش با تأکید بر نقش میانجی فرهنگ ادهوکراسی در آموزش عالی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل ۲۱۵۲ نفر از کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی استان مازندران بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۲۷ نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس در تحلیل نهایی مشارکت کردند. برای گردآوری داده‌ها از ابزارهای استاندارد سنجش فرهنگ سازمانی، فرهنگ ادهوکراسی و فرآیند اشتراک دانش استفاده شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و رویکرد حداقل مربعات جزئی در SmartPLS انجام گرفت. نتایج مدل اندازه‌گیری نشان داد پایایی درونی، پایایی ترکیبی، روایی همگرا و روایی واگرا در سطح قابل قبول قرار دارند؛ به‌طوری‌که آلفای کرونباخ سازه‌های اشتراک دانش، ادهوکراسی و فرهنگ سازمانی به‌ترتیب ۰/۷۴۱، ۰/۷۷۸ و ۰/۹۱۲ و پایایی ترکیبی آنها ۰/۸۰۹، ۰/۸۳۵ و ۰/۹۳۸ بود. همچنین، فرهنگ سازمانی اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اشتراک دانش داشت، فرهنگ سازمانی بر فرهنگ ادهوکراسی اثر مثبت و معنادار داشت و فرهنگ ادهوکراسی نیز بر اشتراک دانش اثر مثبت و معنادار داشت. نتایج تحلیل میانجی‌گری نشان داد فرهنگ ادهوکراسی نقش میانجی جزئی در رابطه بین فرهنگ سازمانی و اشتراک دانش ایفا می‌کند. مدل پژوهش ۴۷/۹ درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدیریت دانش در دانشگاه‌ها بیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک مسئله طراحی اجتماعی و فرهنگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تحول بازاریابی دیجیتال بر عملکرد رقابتی با تبیین نقش میانجی نوآوری: مطالعه‌ای در شرکت چرم مشهد</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_254755.html</link>
      <description>گسترش فناوری‌های دیجیتال، شیوه تعامل شرکت‌ها با مشتریان و اجرای فعالیت‌های بازاریابی را به‌طور بنیادین تغییر داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحول بازاریابی دیجیتال بر عملکرد رقابتی و تبیین نقش میانجی نوآوری در این رابطه در شرکت چرم مشهد انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری شامل ۱۷۳۰۰ نفر از مدیران و کارکنان اداری و عملیاتی شرکت چرم مشهد بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۳۷۷ نفر به‌روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ای متشکل از مقیاس‌های استاندارد تحول بازاریابی دیجیتال، نوآوری و عملکرد رقابتی گردآوری شد. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۸۹ احراز گردید. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم‌افزار SmartPLS 4 استفاده شد. نتایج نشان داد تحول بازاریابی دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری و عملکرد رقابتی دارد. همچنین، نوآوری به‌طور مثبت و معناداری عملکرد رقابتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در رابطه میان تحول بازاریابی دیجیتال و عملکرد رقابتی نقش میانجی جزئی ایفا می‌کند. تحول بازاریابی دیجیتال علاوه بر تأثیر مستقیم، از طریق تقویت نوآوری نیز موجب ارتقای توان رقابتی سازمان می‌شود. بنابراین، توسعه هم‌زمان زیرساخت‌های دیجیتال و قابلیت‌های نوآورانه می‌تواند به بهبود عملکرد رقابتی شرکت‌های فعال در صنعت چرم کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجزیه و تحلیل تحول در سازمان و مدیریت و نقش آن در رفتار کارکنان</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_234773.html</link>
      <description>در عصر حاضر تغییر و تحول، اجتناب ناپذیر است و می بایست به منظور ایجاد تحول های سازنده و موثر در سازمان ها، طراحی و مدیریت گردد بنابراین هیچ کدام از استراتژیهای تحول به اندازه استراتژیهای رفتاری در موفقیت و عدم موفقیت برنامههای مربوط اثر نمی گذارند، چراکه در صورت دستیابی به چنین تحولی نیل به هدفهای تحول در دیگر زمینهها مانند تغییرات ساختاری، فناوری و وظیفهای بسیار آسان خواهد بود. این استراتژیها باید به نگرشها، باورها و رفتار و شخصیت انسانها توجه لازم را داشته باشد. مدیریت و نیروی انسانی خارج از اینکه چه نقشی درسازمان ایفاد می نمایند و اهمیت آن چقدر است بی شک مهمترین عامل به حرکت درآوردن چرخ سازمان است و اثربخشی و کارآیی هرتغییر و تحولی بسته به نوع عملکرد مدیریت و دیگر نیروی انسانی آن دارد. برای ساخت سازمان های آینده متناسب با تحولات پیش‌رو بایستی فرهنگی با پنج ویژگی &amp;amp;quot;خودانگیزشی، خودمدیریتی ، خودساماندهی، مسئولیت‌پذیری و خودکنترلی&amp;amp;quot;درآنها گسترش یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر افشای اطلاعات بر عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های سهامی در بورس اوراق بهادار تهران</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_242876.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر افشای اطلاعات بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های سهامی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد کمی و تحلیل داده‌های تابلویی در دوره زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، به آزمون فرضیه‌های پژوهش پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که با اعمال معیارهای غربالگری، نمونه‌ای متشکل از ۱۸۵ شرکت انتخاب گردید. داده‌های مربوط به افشای اطلاعات از طریق شاخص‌های کمی و کیفی گزارش‌های مالی، صورتجلسات هیئت‌مدیره، گزارش‌های حسابرسی مستقل و افشاهای دوره‌ای در سامانه کدال استخراج شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار EViews نسخه ۱۲ و روش‌های اقتصادسنجی شامل آزمون‌های مانایی، هم‌خطی، اثرات ثابت و تصادفی، و مدل‌های داده‌های تابلویی پویا انجام پذیرفت. یافته‌ها نشان داد که افشای اطلاعات با ضریب معنادار منفی بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیرگذار است. همچنین، کیفیت حاکمیت شرکتی و اندازه شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی، رابطه مذکور را تعدیل نمودند. نتایج نشان می‌دهد که شفافیت اطلاعاتی از طریق کاهش شکاف دانشی بین مدیران و سرمایه‌گذاران، بهینه‌سازی تخصیص منابع و افزایش نقدشوندگی سهام کمک شایانی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مقایسه اجتماعی بر اعتیاد به برند با تبیین نقش میانجی مادی‌گرایی: مطالعه مشتریان برند اپل</title>
      <link>http://www.jmek.ir/article_254756.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مقایسه اجتماعی بر اعتیاد به برند با تبیین نقش میانجی مادی‌گرایی در میان مشتریان برند اپل است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را مشتریان برند اپل تشکیل دادند و 384 نفر در تحلیل نهایی مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد مبتنی بر مدل لی (2020) با مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS 3 و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند. نتایج نشان داد مقایسه اجتماعی بر مادی‌گرایی اثر مثبت و معناداری دارد و مادی‌گرایی نیز بر اعتیاد به برند اثر مثبت و معنادار دارد. همچنین اثر مستقیم مقایسه اجتماعی بر اعتیاد به برند مثبت و معنادار بود. اعتیاد به برند نیز بر تمایل به پرداخت اضافه‌بها و تبلیغات دهان‌به‌دهان تأثیر مثبت و معناداری داشت. اثر غیرمستقیم مقایسه اجتماعی بر اعتیاد به برند از مسیر مادی‌گرایی برابر 278/0 و اثر کل برابر 442/0بود؛ بنابراین مادی‌گرایی نقش میانجی جزئی دارد و حدود 9/62درصد از اثر کل مقایسه اجتماعی بر اعتیاد به برند از مسیر مادی‌گرایی منتقل می‌شود. شاخص‌های پایایی و روایی نیز وضعیت مطلوب مدل اندازه‌گیری را نشان دادند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
